Download complete video now!

زهرا حشری کوسشو نشون میده میکشید زیر کف پاهای چرکی

0 views

زهرا حشری کوسشو نشون میده

رو بگیر و برو فتانه!تو رو خدا!من فهمیدم فتانه خواهر فروزانه و آیدا اون رو هم میشناسه!!!!آیدا که این حرف رو زد فروزان کف پاهاش رو کامل چسبوند به صورت آیدا و گفت:اوممممم……از عرق کف پاهام نفس بکش!!!!
من کف پاهای فروزان رو از دور دیدم که واقعا سیاه و چرکی بودن.واقعا نمیدونم آیدا چی میکشید زیر کف پاهای چرکی فروزان.بعد فروزان زبون آیدا رو با دستش در اورد و گذاشت لای انگشتای پاش!!!!وای!!!بیچاره آیدا!!!!زنم رو داشتن میگاییدن!
چرک لای انگشت پای فروزان افتاد رو زبون آیدا.فروزان چرک پاش رو برداشت و جلوی دوربین نشون داد و کرد توی دهن آیدا و گفت:قورت بده.آیدا هم تف کرد بیرون.فروزان گفت:تفش میکنی؟الان بهت میگم!بعد فتانه رو آورد و جوراباش رو درآورد!باورتون نمیشه چه پاهای کثیفی داشت!فتانه گفت:کف خونه ما سرامیکه

زهرا حشری کوسشو نشون میده

تجاوز تو شمال
هوس شمال کرده بودیم دو سه روز از اقامتمون تو ویلای اجاره ای نگذشته بود که مهسا گفت سحر بیا بریم جنگل چادر بزنیم رفتیم داخل جنگل جایی رو که مهسا انتخاب کرده بود خیلی دنج و زیبا بود چند ساعتی بهمون خوش گذشت تا اینکه یوهو حس کردیم صدا میاد یه دختر با لهجه ی همون منطقه صدا کرد کسی تو چادره من و مهسا اومدیم بیرون یه دختر معمولی و تقریبا خوش فیس بود گفت اهل اینجا نیستید نه من تا گفتم نه یوهو دیدم مهسا جیغ زد تا برگشتم یه دست قوی دهن منو از پشت گرفت و حس کردم صورتم تو دستاش له شد من لاغر و ضعیفم مهسا هم مثل من نمیتونستیم تکون بخوریم

وقتی جی جی خانوم کیر میخاد

خوابید روم و کارشو باهام کرد
منو طاق باز خوابوند زمین یه پسر قوی هیکل با ته ریش و موهای بلند بهم گفت تکون نخور دستشو آورد سمت سینه هام جیغ زدم گلومو فشار داد وحشتناکی قضیه این بود مهسا رو هم اونور یه پسر دیگه گرفته بود و از ترس داشتم سکته میکردم تو همین شرایط من بلند شدم که در برم پسره و دختره اومدن سمتم پسره یه سیلی بهم زد که دنیا سیاه شد برام تا بلند شدم یه سیلی دیگه زد و دختره موهامو گفت تو دستشو منو انداخت زمین و با پسره لگد بارونم کردن گفت پس لال شو پسره دکمه های مانتوم رو باز کرد سینه های کوچیکمو تو دستاش فشار سکس ایرانی داد نمیدونم چش بود اما قشنگ دستاش اشکمو در میاورد شروع کرد خوردن سینه هام دستو پام بی حس بود و فقط اشک میریختم شلوارمو کشید پایین و لباسشو درآورد و خوابید روم و کارشو باهام کرد ده دقیقه از جلو باهام نزدیکی کرد بعد به دختره گفت زهرا کرم بیار کرم زدن بهم و گذاشت رو مقعدم و با وجود اینکه من نمیذاشتم برد داخل دیگه از درد چشام سیاهی میرفت التماس دختره میکردم که بهش بگه تمومش کنه اونم هی میگفت هیچی نگو الان تموم میشه

آلت یه زن رو بخورم
درد وحشتناکی داشت و من یک ربع که برام ده ساعت گذشت فقط ناله میکردم تا بالاخره ارضا شد و از روم بلند شد دختره موهامو گرفت و گفت بیا اینجا دوباره التماس کردم گفتم خانم به خدا من خانواده دارم توروخدا ولم کنید گفت نترس کاریت ندارم شلوارشو درآورد و بهم گفت اونجاشو بخورم پر مو بود صورتمو بردم سمتش بو میداد و از ترسم شروع کردم به لیس زدن با دستاش باز کرد و گفت توشو بخور منم میخوردم و شوریشو حس میکردم فکرشم نمیکردم یه روز آلت یه زن رو بخورم تو همین حال یوهو اون یکی پسره اومد و از پشت برد داخل مقعدم که پاره شده بود و خونی بود شروع کرد به عقب جلو کردن تا اونم بعد ده دقیقه ارضا شد و رفت دوباره پیش مهسا بعد چند دقیقه خوردن من دختره که اسمش زهرا بود ارضا شد و با کف کفشش صورتمو هول داد اونور و گفت بسه جنده شلوارشو پاش کرد و بهش گفتم میشه ما بریم یه سیلی زد تو صورتم و گفت به کسی چیزی بگی چشماتو در میاریم ولمون کردن و با یه جیپ رفتن

anal,interracial,asian,oral,indian,massage,couples,exotic,education,arab,brunettes,desi,oriental,lessons,instruction,lovers,relax,techniques,tutorial

From:
Date: March 17, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *